محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1143
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
سر كلات فرستاد . از اتّفاق مستحفظين برجى از بروج كلات نردبانى به خارج حصار گذاشته از آنجا آب براى خود مىآوردند و غافل شده آن نردبان در آن مكان مانده بود ، مأمورين به واسطهء آن نردبان داخل كلات شده آن قلعهء خداآفرين را متصرّف شدند . نصر اللّه ميرزا و برادرش هريك بر اسبى سوار شده به جانب مرو فرار كردند ، ولى آنها در بين راه دستگير شده رضا قلى ميرزا و شانزده نفر از اولاد نادر در كلات به راه عدم رفتند و نصر اللّه ميرزا و امامقلى ميرزا و شاهرخ ميرزا را به ارض اقدس آوردند ، و عليقلى خان نصر اللّه ميرزا و امامقلى ميرزا را بكشت و شاهرخ ميرزا را كه چهارده ساله بود مخفى در ارك مشهد حبس نموده خبر قتل او را منتشر ساخت ، و مقصود او اين بود كه اگر در سلطنت مستقل شد شاهرخ ميرزا را نيز به قتل رساند و اگر مردم از اولاد نادر شاه خواسته باشند شاهرخ ميرزا زنده باشد كه هم پسر نادر شاه است و هم از طرف مادر از دودمان صفويّه . پس از اين سوانح عليقلى خان در بيست و هفتم جمادى الثانيه اين سال در ارض اقدس جلوس كرده خود را عليشاه و عادلشاه ناميد و خطبه و سكّه را به اسم خود نمود ، و پانزده كرور تومان وجه نقد كه آنوقت در كلات موجود بود با ساير نفايس و جواهر و اثواب و غيره از كلات به مشهد مقدّس حمل كرده دست اسراف و تبذير باز نموده سيمپاشى كرد . حسينعلى بيگ معيّر الممالك و سهراب غلام را ناظم امور سلطنت خود قرار داد و خود به عيش پرداخت و ابراهيم خان برادر خود را كه از او كوچكتر و از ساير برادرها بزرگتر بود سردار و صاحباختيار عراق كرده به اصفهان فرستاد و در اين اوان تمام ايلاتى كه نادر شاه از اطراف كوچانيده به خراسان آورده بود كوچ كرده به اوطان خود رفتند . عليشاه بعد از آنكه سركردهء خبوشان رفته آنها را مطيع ساخت به سبب غلاى خراسان يا به جهت دفع نواب محمد حسينخان قاجار به مازندران آمده هفت ماه در اين ولايت بماند . هم در اين سال احمد خان ابدالى كه بعد از قتل نادر شاه به جانب قندهار مىرفت در راه خزانهء نادرى را غارت كرده داعيهء پادشاهى و سلطنت قندهار را بهمرسانيد و خود را احمد شاه خوانده به تسخير كابل و هرات و هندوستان پرداخت . اروپا - ( عثمانى ) - در اين سال چون خبر كشته شدن نادر شاه به اسلامبول